تبليغاتX
روزانه

قالب پرشین بلاگ


روزانه
زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست
 در وطنم روزی می رسد که تو با خیال راحت در کنار دریا بدوی ...

موهایت را بعد از سالها اسارت به دست باد بسپاری ...

احساس کنی باد و آفتاب را ، وقتی به تنت می خورند ...

نگاه ناپاک به تو نباشد ... کلماتی زمخت در کنار گوشت زمزمه نشود ...

...تو را هرزه نخوانند به خاطر لباست ...

اگر آن روز دیـــــر بود ...

اگر پوستت چروک شد ...

اگر موهایت سفید شد ...

اگر دیگر پاهایت توان گذشته را نداشتند ...

اگر الان مو به تنت سیخ شد ... ناراحت نباش ... می توانی بر نیمکتی بنشینی با عصایی در دست ... دخترت

را نگاه کنی ...

که...

در کنار ساحل می دود ، باد را لمس می کند ، آفتاب را حس ، امنیت را تجربه ...!


شاید آن روز این صحنه برایت آشنا باشد ... لطفا فراموش نکن مرا که برایت با قلمم در اوج زیبایی جوانیت ، این

صحنه را بازسازی کرده بودم ... آن روز برای شادی روحم بگو : روحش در آرامش باشد ....




.

[ دوشنبه 24 مرداد1390 ] [ 8:59 ] [ پولادی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب

تبادل لینک

خرید بک لینک